سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

سلام دوستان.

امیدوارم همه خوب باشید.

دستتون درد نکنه که اینقدر نظر دادید. واقعا خوشحال میشم وقتی نظرات رو میخونم.

امروز (جای همتون خالی) با یه لشکر رفتیم شاهزاده ابراهیم.

20 – 25 نفر بودیم. یه پسری از فامیلای دورمون باهامون بود که مادربزرگ اون پسر هم اومده بود.

یک دقیقه قبل از اینکه ناهار رو بخوریم ، من و دخترعمه م رو فرستادن دنبال نخود سیاه. بعد که برگشتیم دیدیم این آقای محترم سر ِ جامون نشسته. کنارش جا بود. خواستیم بریم بشینیم، من دیدم مامان بزرگش خیلی بد نگاه میکنه. هیچی دیگه. غذامون و گرفتیم رفتیم پیش پسرعمه م و عموم و یه جا گیر آوردیم و خوردیم.

دوباره 2 ساعت بعدش رفته بودیم کنار آب وایساده بودیم که نوه ی محترم اون خانوم پا رو چشم ما گذاشتن و تشریف آوردن. ایندفعه دیگه مادربزرگه شورش رو درآورد. یه جوری ما رو نگاه میکرد که انگار ما میخوایم نوه ش و بدزدیم.

دیگه آخر دیدیم وضع خیلی خرابه و اگه اینجا بمونیم این زنه پا میشه با اون عصاش ما رو میزنه. که با پسرعمه م و دخترعمه و پسرعموم و عمه م رفتیم قتلگاه. اونجا همه شمع روشن کرده بودن. یه دفعه من دیدم این پسرعمه م حسابی رفت تو حس و یه هفت هشت تا شمع خریده و در حال دعا کردن. ما رو هم جو گرفت و دو تا شمع خریدیم و یه خرده دعا کردیم .

خوشبختانه موقع برگشتن تو راه خداحافظی کردیم و اون موقع که مامان اینا داشتن با اون خونواده خداحافظی میکردن بنده خواب بودم. وگرنه اون سر آخری یه کتک حسابی از مادربزرگه میخوردم.

خدا رفتگان همه رو بیامرزه. ما از دار دنیا یا مامان بزرگ داریم که اونم خیلی باحال و با کلاسه. ( به خودم رفته)

تازه اگه یه روزی یه دختری پیدا شه که یکی از نوه هاشو (مثلا پسر عمه م رو) نگاه کنه، ( فکر کنم) نه فقط بدش نمیاد، بلکه خوشش هم میاد. کلی هم طرف و تحویل میگیره. (گفتم که باحاله)

حالا همه ی اینا در صورتیه که طرف نوه ش رو یه نگاه بکنه. والله این پسره رو که ما امروز دیدیم، من که یه دقیقه همه نگاش نکردم. نمیدونم چرا مامان بزرگش این حرکات رو کرد.

بالاخره جای همتون خالی بود. ان شاالله شما هم اگه یه بار یه نظری کردید مثلا نظر کردید گوسفند قربونی کنید، وقتی رفتید شاهزاده ابراهیم نصفشو اول خودتون بخورید. از نصف بقیه ش یه یکی دو تا تکه بدید به مردم. ( مثل ما)

البته امیدوارم تو گردشتون یا یه همچین پسری ( سوسول) نباشه، یا اینکه مادربزرگش نباشه. که البته دومی خیلی بهتره.

امیدوارم خوش باشید.

بایییی تا بعد

 

 

راستی

 

نظر

یادتون نره

 

 


[ دوشنبه 85/5/16 ] [ 8:13 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام. خوبییین؟

از اونجایی که بنده خیلی بیکارم رفتم تو یه سایت واسه فال و طالع بینی. حالا میخوام اینجا مشخصات زن متولد آذر(ماه تولد خودم) رو بذارم.  ولی واقعا 80 % درسته. آدم شاخ در میاره. البته اون قسمتایی رو که خیلی دیگه درسته رو با رنگ قرمز نشون دادم. واقعا ً این طالع بینی ها محشره.

زن متولد آذر

می توان گفت زن متولد آذر ماه اهل منطق و واقعیات، مهمان دوست، بی ریا و پول خرج کن و بی نظم و انضباط، راست گو اما بدزبان و درشت گو است.اگر حسود و بدکینه هستنید، هرگز با دختر متولد آذر ازدواج نکنید.شاید بهترین توصیف زن متولد آذر این باشد که بگوییم او زنی نیست که انتظار داشته باشید مطابق میل شما حرف بزند و چه بسا که گاه و بیگاه از لحن نیشدار او آزرده خاطر می شوید و در مقابل هر چند گاه یکبار آنچنان جملات زیبا و دل انگیز از دهان او خارج می شود که شما با شنیدن این جملات، روزگار را به خوشی طی خواهید کرد. زبان زن متولد آذر نیشدار و پرکنایه است اما قلبش پاک و صمیمی و بی ریا است. زن متولد آذر دنیا را درست به همان صورتی که هست می بیند و در دیدگاه زندگی اهل واقعیت و منطق است. به ندرت اتفاق می افتد که زنی مانند یک متولد ماه آذر وقایع و رویدادهای زندگی را چنان دقیق و مستدل و منطقی توجیه کند و از خوبیها برای خوشبین شدن به آینده بهره گیری نماید و بدی ها را هم به عنوان یک واقعیت غیر قابل انکار بپذیرد.قاطعیت او در گفتارش خیلی زود نظر شما را جلب می کند، اگر روزی به شما گفت پولی که برای مخارج خانه می دهید دیگر کافی نیست و باید مقداری به آن بیفزایید، یقین داشته باشید که راست می گوید. اما به طور مسلم می توان انتظار داشت که او پس از درخواست اضافه خرج بلافاصله اضافه می کند که اما لازم نیست که با جان کندن سعی کنی پولدار شوی چون پول زیاد انسان را خودخواه می کند. این زن هرگز به شما دروغ نخواهد گفت و در این کار آنچنان تعصبی از خود نشان می دهد که شما گاهی آرزو می کنید ای کاش گاهی دروغ می گفت و لی زبانی این چنین تلخ و درشت گو نداشت.زن کماندار شدیدا عاشق استدلال و خود مختاری است و به همین دلیل اغلب اوقات زندگی مجردی را بر ازدواج ترجیح می دهد. وقتی هم که دختر خانه است، با بقیه اعضای خانواده زیاد گفتگو نمی کند و به این دلیل معمولا رابطه ای سرد و مجزا با بقیه دارد، عاشق مسافرت است و از هر موقعیتی برای انجام این کار استفاده می کند، و اگر نتواند به مسافرت برود، ناآرامی خویش را با رفتن به سینما و گردش با دوستان ارضا می کند.اگر می خواهید با همسر متولد آذر خود زندگی آرامی داشته باشید، هرگز به وی دستور ندهید که چنین و چنان بگن، بلکه خواسته های خویش را در قالب جملاتی که جنبه درخواست دارند بیان نمایید و یقیین داشته باشید که هرگز با خواسته ای انجام نشده مواجه نخواهید شد. او اگر چه مثل هر زن دیگری مایل است که تحت الحمایه باشد، اما از دستور شنیدن و فرمان بردن سخت بیزار است. شما می توانید از پدر و مادر وی سؤال کنید، آنها هم به شما خواهند گفت که از کودکی این چنین بوده است.در این زمینه نکته ظریفی وجود دارد که ذکر آن ضروری است و آن این است که اگر چه نمی خواهد کسی، مخصوصا در مقابل دیگران برای او « آقا بالاسری» بکند اما وقتی دیدید و احساس کردید که دارد ثابت قدمی شما را آزمایش می کند، چه او خیلی بیشتر از آنچه که از دستور شنیدن بیزار است، از مردی که ضعیف نشان می دهد تنفر دارد، به این دلیل اگر روزی دیدید که پرچم استقلال را بیش از حد برافراشته، او را سر جای خودش بنشاند.

زن متولد آذر کسی نیست که حاضر باشد به خاطر هیچ مردی تک روی خود را کنار بگذارد اما در عین حال خواهان آن است که شوهرش همیشه او را یک دختر هفده هیجده ساله تصور کند.یکی از اشتباهاتی که از زن متولد آذر در سال های قبل از ازدواج سر می زند این است که دوستی و عشق را به شدت با هم مخلوط می کند و این امر موجب پیدایش نوعی سرگردانی در قضاوت اطرافیان نسبت به او می گردد. اگر شما از زمره مردانی هستید که طالب یک زن کاملا محجوب و پر از شرم و آرزو می باشید، بهتر است از همین الان به فکر زن دیگری، که متولد آذر نباشد باشید، چه دختری که در ماه آذر متولد شده است، تفاوت چنانی بین مرد و زن احساس نمی کند. او زن تو سری خور نیست و از ابتدای بلوغ و جوانی بهره وری از شادی های زندگی را حق خود می داند و به عشق با چشمی شاعرانه نگاه می کند که لازمه یک زندگی گرم و پر حرارت است.چه دختر باشد و چه زن شوهردار، شیوه تلخ و شیرین سخن گفتن او اغلب موجب بروز سوء تفاهمات و گفت و گوهایی می گردد که ممکن است به جاهای باریک هم بکشد، و شما می بینید که او با یک روحیه بسیار قوی با یک چنین رویدادهایی مواجه می گردد تا جایی که امر به شما و دیگران مشتبه می شود که آیا حرف های دیروز او، موجب برپا شدن این بگو مگوها گردیده است، جدی بوده یا شوخی؟ یک چنین عکس العملی خاص کسانی است که بزرگترین سیاره منظومه شمسی یعنی مشتری حاکم بر رفتار و کردار آنهاست.درشت گویی او نباید سبب شود که شما تصور کنید که اهل دعوا و مرافعه است، او نیز به اندازه هر زن دیگری، از ایجاد دلخوری ها و نزاع های خانودگی بیزار است. از خود می پرسد که چرا « درشت گویی» و بد زبانی او موجب بروز این اوقات تلخی ها شده است. البته او هرگز نمی تواند دلیل اصلی این پرخاش های زبانی را پیدا کند زیرا که طبیعت و نهاد غیر ارادی او طراح این رفتار تند و خشن است. از آنجا که در زندگی کمال صداقت را دارد، از اینکه مورد شک و تردید قرار بگیرد، به شدت ناراحت و عصبانی می شود. اگر او را پای تلفن مشغول صحبت دیدید و گفت که طرف صحبت مردی است که برایش گرفتاری پیش آمده است، فورا نپرسید این مرد کیست و چه رابطه ای با او دارد.. همین دو جمله می تودند طوفان وحشتناکی به پا کند زیرا این« مرد» ممکن است برادر شما یا برادر خودش بوده باشد. او نه تنها خود را مکلف به دادن توضیح حس نمی کند، ‌بلکه معتقد است که شما « باید» به او اعتماد کامل داشته باشید زیرا او « واقعا» در زندگی با شما رک و راست و صادق است و هرگز اهل فریب و توطئه و خیانت نیست.قبل از نشستن بر سر سفره عقد زندگی را بسیار سرسری می گیرد، و به این دلیل از بین پسرهایی که در اطراف او هستند، هیچکدام نمی توانند تصمیم بگیرند و برای خواستگاری قدم پیش بگذارند. رفتار او با همه یکسان و تا حدودی سطحی و دور از جنبه های جدی است. روی هم رفته تاکتیک شوهریابی دختر متولد آذر زیرکانه نیست و این ضعف حتی در آیین دوست یابی او نیز به چشم می خورد. به همین جهت دختر متولد آذر شانس بی شوهر ماندیشان زیاد است مگر انکه اطرافیان به او کمک کنند و موجبات سر سفره عقد نشستن را برایش فراهم کنند.یک دیگر از علل بی شوهر ماندن این دختر این است که همانند مرد متولد این ماه، انکی از ازدواج واهمه دارد، و به این دلیل اگر واقعا یک چنین دختری را دوست دارید و می خواهید او را وادار به قبول همسری خود کنید، باید طبق یک نقشه زیرکانه از زندگی زناشویی و زیبایی های آن یک تصویر دوست داشتنی به وی نشان بدهید و ترس های او را از میان بردارید.زن متولد آذر عاشق ورزش و این قبیل کارها است. از آنجا که بین خود و پسرها کوچکترین تفاوتی احساس نمی کند، و مثل آنها لباس می پوشد و حرکات و رفتاری مشابه ایشان دارد، گاه این توهم برای شما به وجود می آید که آیا پس از ازدواج می تواند در قالب یک زن خانه دار قرار بگیرد یا نه؟ برای او دنیا به این صورت است که اگر پسری می تواند یک هفته به ییلاق برود و چادر بزند و یا ساعت دو بعد از نصف شب به منزل برگردد، هیچ دلیلی ندارد که او هم نتواند این کارها را بکند و یقینا برود و چادر بزند و یا ساعت دو بعد از نصف شب به منزل برگردد، هیچ دلیلی ندارد که او هم نتواند این کارها را بکند و یقینا یک چنین اعمالی دلیل بر انحراف اخلاقی او محسوب نمیگردد و نباید پشت سر او غیبت و پچ پچ راه انداخت که مثلا هوسباز است. طبیعی است یک چنین طرز تفکری از جانب یک دختر با آنچه جامعه قبول دارد، مغایر می باشد، اما او کسی نیست که طرز قضاوت جامعه برایش خیلی اهمیت داشته باشد. او تحت تأثیر ستاره مشتری از استقلال و آزادی های خود حداکثر استفاده را می کند و به حرف مردم چندان توجهی ندارد.به رغم داشتن یک چنین رفتار و طرز تفکری، قلب زن متولد آذر درست شبیه به قلب یک کودک ساده و صمیمی است. وقتی پای دل به میان می آید، دیگر از هوشمندی و منطق در رفتار او اثری به چشم نمی خودرد. پس مغز او متفکر و منطقی است، قلبش بی دفاع و احساساتی و زود تسلیم است.به همین دلیل در زندگی او ماجراهای عاشقانه و شکست خورده بسیار می توان یافت و باز به همین دلیل بسیارند دختران متولد آذر که سریعا فریب چرب زبانی های مردان گرگ صفت را خودرده اند و از این بابت قلبی شکسته و فریب خورده دارند.زن متولد آذر بسیار خوش اشتها است و علاقه ای خاص به غذاهای خوب دارد. کمااینکه وقتی به مسافرت می رود، همیشه سعی می کند بلیط درجه یک مسافرت بخرد. به پول، به خاطر خود آن،‌ علاقه ای نشان نمی دهد و آن را وسیله رفاه زندگی می داند و به این ترتیب اغلب مردانی که با دختر متولد آذر ازدواج می کنند، مجبور هستند مدتی از وقت خود را صرف این بکنند که به وی یاد بدهند پول چه ارزشی دارد و چگونه باید آن را خرج کند. با توجه به این امر اگر می خواهید با یک چنین دختری ازدواج کنید و جنبه حسابداری و رسیدگی به دخل و خرج را هیچگاه به عهده او محول نکنید.در بین ستارگان سینما و هنر پیشگان تأتر، درصد متولدین آذر از همه بیشتر است زیرا برای بسیاری از زنان کاماندار نور پروژکتورهای فیلم برداری درخشنده تر از برق هر نوع جواهری، و صدای کف زدن های تماشاچیان دل انگیزتر از هر نوع زمزمه عاشقانه ای است، پس تعجب نکنید اگر او کار هنری خود را حتی به زندگی زناشوئی ترجیح دهد.چنین زنی بیشتر اهل شکار افتخارات و شهرت است تا اهل شکار پول و مادیات و از نظر خانه داری و انجام کارهای منزل باید گفت که خدا به شما صبر جمیل عطا کند. زنی که در ماه آذر متولد شده است، اصولا با این قبیل کارها میانه خوشی ندارد و به قول معروف وقتی به فکر جمع کردن رختخواب می افتد، بلافاصله به خود می گوید چه فایده دارد، ( من همیشه به مامانم میگما چه فایده دارم اتاقم و جابجا کنم. ولی گوش نمیده).چند ساعت دیگر باید آن را پهن کنم،‌پس چرا اصلا جمعش کنم. داشتن یک چنین خصوصیاتی بالطبع موجب آن می شود که کودکان او خیلی خوب به انجام دادن کارهای منزل وارد بشوند زیرا برغم یک چنین تنبلی از درهم برهمی و کثافت خوشش نمی آید و چون خودش حوصله جمع و جور کردن و تمیز کردن خانه را ندارد، بچه ها و آقا را به کار خانه داری وادار می کند.در مورد آشپزی هم وضع او فرق زیادی با خانه داری ندارد. حقیقت این است که در این مورد نمی توان یک حکم کلی صادر کرد. اگر امروز غذایی را که جلوی شما می گذارد، واقعا لذیذ است، هیچ دلیل نمی شود که فردا یا پس فردا هم دست پختش خوردنی باشد.از زبان تند و تیز او به هیچ وجه غافل نشوید. اگر ناراحت و عصبانی بشود، مطالبی را بر زبان می آورد که مو بر اندام شما راست خواهد شد. اما این را هم بگویم که منظور واقعی او همان چیزی نیست که بر زبان می آورد و به قول معروف حتی قبل از آنکه حرفش تمام بشود، آن را فراموش می کند و به این دلیل انتقام جویی بعدی شما به کلی برایش بدوی مفهوم خواهد بود. او زنی نیست که به درد آدمهای خیالاتی و یا کینه توز و حسود بخورد. اگر کینه ای و بداخلاق و خیالاتی هستید، هرگز با زن متولد آذر ازدواج نکنید.مادر متولد آذر بیش از هر مادر دیگری مورد علاقه بچه های خود قرار می گیرد. چه علاوه بر وظیفه مادری، همبازی و دوست ایشان نیز خواهد بود. به احتمال قوی بچه داری تنها موضوعی است که این زن نسبت به آن مسئولیت کامل احساس می کند و مسئولیت خود را هم به بهترین وجه ممکن انجام می دهد. بچه ها از خوشبینی ذاتی و فراوان مادر خود تا حد امکان استفاده می کنند و در سنین بالاتر آنها او را بهترین خواهر دنیای خود می دانند. مادر متولد آذر در چشم و قلب فرزندانش یک مادر قابل ستایش است.از نظر مهمانداری و پذیرایی و دست و دلبازی حتی متولدین مرداد هم به گرد او نمی رسد و همیشه مایل است که از مهمانان خود به طرز شاهانه پذیرایی کند. خوشبینی و حس رفاقت شدیدی که در نهاد او وجود دارد، موجب می گردد که هر کس پا به خانه وی می گذارد، خود را در منزل خویش احساس کند.


[ یکشنبه 85/5/15 ] [ 3:34 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 


[ یکشنبه 85/5/15 ] [ 3:10 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

گاهی اوقات هنگام کار با ویندوز اگر خطایی رخ دهد یک صدای بوق شنیده می شود. اگر می خواهید چنین صدایی را غیر فعال کنید برنامه regedit را در قسمت  Run  از منوی Start  اجرا کرده به مسیر زیر بروید.

 

HKEY-CURRENT-USER\Control\Panel\Sound

در این مسیر مقداری به نام Beeps   را بیابید. اگر وجود ندارد آنرا از نوع  DWORD  ایجاد کنید. برای غیر فعال کردن صدای بوق این مقدار را به صفر و برای فعال کردن دوباره آن به یک تـغییر دهید. برای اعمال تغییرات ویندوز را دوباره راه اندازی نمایید.

 

منبع:  روزنامه جام جم


[ یکشنبه 85/5/15 ] [ 3:9 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام.

یه هفته رفته بودم مسافرت (مشهد ) و نبودم. از همه ی کسایی که آف یا نظر گذاشتن و جواب نگرافتن واقعا ً معذرت می خوام.

جای همتون خالی. خیلی ی ی ی ی ی خوش گذشت.

کلی هم خرید کردیم. البته من واسه خودم فقط دو تا کیف و یه سرویس نقره خریدم. یه سرویس هم واسه مونا. بقیه ی خریدها همش سوغاتی بود. 

موقع برگشتن هم تو بیشتر شهرها وایسادیم.

از رامسر هم که رد می شدیم رفتیم  کاخ شاه.  کاخ موزه. قشنگ بود. مخصوصا تابلوهایی که اونجا بود واقعا قشنگ بود. یه عکس هم ازش گرفتم که اگه خوب بیفته تا چند روز دیگه همینجا می ذارمش.

سفر خوبی بود. ولی متاسفانه از همه ی درسام عقب موندم. فردا صبح کلاس فیزیک دارم. بعد از ظهر Final دارم. دوباره شنبه بعد از ظهر کلاس دارم. چهارشنبه ها هم که از ساعت  5/7  تا  5/1  باید برم مدرسه. امروز هم که به مدرسه نرسیدم. چوت تازه ساعت 2 رسیدیم خونه.  حالا نمیدونم این همه درس و چیکار کنم. مخصوصا با شیمی که داره پدرم و در میاره.

راستی:

می خواستم اگه کسی یه سایت واسه مدل جواهرات سراغ داره بهم معرفی کنه. البته اگه یه سایت ایرانی باشه که بشه ازش خرید کرد خیلی عالی میشه.

منتظر نظراتتون هستم.

واسه همتون هم دعا کردم.

مخصوصاً واسه ... ؟

دیگه وقتتون و نمی گیرم. امیدوارم خوش باشیییییییید.

بایییی تا 3-4 روز دیگه. ( البته اگر زنده موندیم ) 


[ شنبه 85/4/31 ] [ 3:3 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

انــسان فناپذیر است ... شاید چنین باشد،

ولی بگذارید مقاومت کنان فنا شویم، و اگر

نابودی در انتظار ماست، آنرا سرنوشتی عادلانه نگیریم.

سنانکور، اوبرمان، نامه ی پانزدهم

 

 

 

بر فراز همه ی قلل

آرامش است.

بر تارک درختان

دشوار

دم نسیمی را حس می کنی

مرغکان در بیشه خاموشی گرفته اند

صبر کن! بزودی

تو نیز می آرامـی.

 

 

 


[ سه شنبه 85/4/20 ] [ 3:8 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

وقتی واسم مشکلی پیش میاد و هر قدر فکر می کنم به راه حل نمی رسم، دیوونه میشم. از همه ی کار و زندگیم می افتم و تا واسش یه راه پیدا نکنم آروم نمی شم. مثل همین الان. البته به احتمال زیاد مشکلی که من الان دارم از نظر شما خیلی خنده داره. ولی خب اینم واسه خودش یه مشکله که من حاضر نیستم باهاش به این راحتی کنار بیام.

ما از چهارشنبه باید دوباره بریم مدرسه. اینم مُـد جدیده. مدیرمون آخر سال گیر داد که من یه خیاط می شناسم. شما هم همتون باید برین پیش اون و اونطوری که من گفتم به اون خیاط مانتو بدوزید. ما هم مثل همه پا شدیم رفتیم.

1 ساعت پیش رفتم مانتو رو گرفتم. چشمتون روز بد نبینه.

از چادر هم گشادتره. والله من حاضرم چادر بذارم ولی اونو نپوشم. حالا موندم چیکار کنم. اونم من که پیاده رفت و آمد میکنم.

اعصابم ریخته به هم.

نمیدونم چیکار کنم. به هیچ وجه حاضر نیستم اون مانتو رو بپوشم.

فقط در صورتی می پوشمش که کسی من و تو راه نبینه. یعنی از یه راهی بیام که کسی نبینه. حالا شاید تو دلتون به من بخندید. ولی باور کنید اصلا من و مامانم و بابام با هم توش جا میشیم. حالا جالب اینجاس که شلوارش تنگ و کوتاهه. بر عکس شده.

از بس تو خیاطی نق زدم دیگه روم نمیشه برم و بگم شلوارش کوتاهه. یعنی اصلا حوصله ی خیاط رو هم ندارم. با این دست گلی که به آب داده.

حال خانم مدیر رو هم به موقع می گیریـم.

اگه راهی به نظرتون میرسه من رو هم در جریان بذارید.

 

 

بخدا خیلی ضایعس س س س س س س س س  


[ شنبه 85/4/17 ] [ 6:49 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام دوستان.

خوبید؟

اگه بدونید تو این مدت چقدر دلم تنگ شد.

اصلا ً حوصله ی آپدیت کردن رو نداشتم.

اصلا از وقتی مدرسه تموم شده اعصابم خرده. هر چند که دوباره از 21 تیر باید بریم مدرسه. هفته ای یکی دو روز. ولی نمیدونم چرا اینقدر بهم ریخته ام.

از دوستام هم که هیچ خبری نیست. تا خودم بهشون زنگ نزنم که زنگ نمیزنن. این روزا که حالمون گرفته باید به دادمون برسن که نمیرسن.

یاری اندر کس نمی بینم. یاران را چه شد؟

نه حوصله ی چت رو دارم. نه وبلاگ رو. نه حتی کامل کردن آلبوم عکس رو. صبح تا شب و شب تا صبح فقط تلویزیون نگاه می کنم. همش هم فوتبال. اینقدر پای صحبت کارشناسای شبکه 3 نشستم که خودمم یه پا داور شدم.

تو کنکور آزمایشی شرکت کردم. پنجشنبه صبح کنکور داریم. اونم لاهیجان. حالا کی حال داره سر صبح از خواب بلند شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب دیگه بهتره برم. 5 دقیقه دیگه کلاس زبانم شروع میشه و منم الان تو کافینت نشستم. امیدوارم همگی خوب و خوش و سلامت باشید.

با آرزوی موفقیت.

بایییییییییی

 


[ سه شنبه 85/4/13 ] [ 4:15 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

پاک کردن حافظه جستجو

 

وقتی موضوعی را در گوگل یا یاهو جستجو می کنیم، در حافظه باقی می ماند و باعث می شود هر بار با زدن یک کلید یک لیست طولانی از جستجوهای قبلی نشان داده شود. چگونه می توان این موارد را حذف و این کار را غیر فعال کرد؟

 

برای این کار در برنامه Internet Explorer  در منوی Tools  روی  Internet Options  کلیک کنید. در این قسمت وارد بخشContent  شوید.در زیـر Personal Information  روی   Auto complete  کلیک کنید. برای پاک شدن مواردی که قبلا ً جستجو کرده اید روی Clear Forms  کلیک کنید. برای غیر فـعال کردن این کار هم علامت کنار Forms  را بردارید.

 

 


[ شنبه 85/4/10 ] [ 4:47 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام.

بالاخره با ترس و لرز رفتم کارنامه رو گرفتم.

معدلم اومد: 35/18

نمره ی شیمی:  11 


[ جمعه 85/4/9 ] [ 12:17 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ