سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان


[ سه شنبه 85/11/24 ] [ 12:1 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جور جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارددوست داشتن نیز همگام با آن اوج میابد

عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعمی و عطری ویژه خویش دارد ، می توان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند .


[ یکشنبه 85/11/22 ] [ 4:16 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

تاریخچه و آداب هالووین

آیا میدانید این شب سراسر خنده و شوخی که کوچک و بزرگ در انتظار آن هستند چه ماجرایی دارد؟

تاریخ این روز به بیش از 2000 سال گذشته بازمیگردد و آغاز آن درواقع بسیار جدی بوده است.شب 31 اکتبر که به هالووین (Halloween ترکیب دو کلمه Hallow مقدس و E’en که همان Evening به لهجه ایرلندی است، به معنای سر شب) شهرت دارد، ریشه در رسوم سلتیک (ساکنان اولیه جزایر بریتانیا) دارد و آداب آن بیشتر از ایرلند و اسکاتلند آمده است.

این شب در اصل از جشنی مذهبی پایه گرفته است که از قرن نهم بعد از میلاد مرسوم بوده و "روز تمام مقدسین" یا All Hallows Day نام داشته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا میکنند که امروز به نام All Saints Day شهرت دارد و هالووین، شب قبل این جشن است.

از مراسم هالوین در یک مهد کودک

اما رسوم این شب، تاریخچه ای بسیار دورتر دارد و به یکی از تعطیلات سلتیک برمیگردد. بیش از 2000 سال پیش، راهبان سلت که Druid نامیده میشدند، جشنواره ای را پایه گذاری کردند که سمهین (Samhain) نام داشت و اعتقاد داشتند که در این شب دروازه بین دو دنیا گشوده میشود و خدای جهان مردگان همراه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین می آید.

مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات میپوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر میگذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد میکردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی می افروختند و قربانی میکردند تا ارواح را آرام کنند.

امروزه رنگهای محبوب هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است.

از طرفی، علاوه بر تاثیر این مراسم، جشنواره روز برداشت محصول رومیان نیز، که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا (Pomona) الهه میوه جات بوده است، بر جشن هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است. گرفتن سیب از آب و دویدن در هزارتوهای مزارع ذرت و البته استفاده های مختلفی که از کدو میشود، همه نشانی از جشن رومیان دارند که در طی آن برداشت محصولی خوب را جشن میگرفتند. فروشنده مغازه خود را شبیه به جادوگر در آوردهبه کودکان هدیه می دهد.

trick-or-treat یا همان قاشق زنی!

یکی از آداب بسیار رایج در هالووین trick-or-treat نام دارد و بسیار شبیه به قاشق زنی خودمان است، به این ترتیب که افراد- به خصوص کودکان - در گروه هایی کوچک به در خانه ها رفته و میگویند trick-or-treat به این معنی که : "چیزی بده تا اذیتت نکنیم" و صاحبخانه که به همین مناسبت خوراکی هایی تهیه کرده، چیزهایی در سبد آنها میگذارد. این رسم در واقع بازسازی اتفاقی است که در دوران گذشته و در روز "تمام مقدسین" روی میداد و در طی آن فقرا به درب منزل ثروتمندان میرفتند و از آنها پول یا غذا میگرفتند و اگر کسی از کمک به آنها سرباز میزد، ارواح خبیث به سراغش می آمدند و خانه اش را ویران میکردند.

حمایت یونیسف

سال جاری، 51 مین سال ورود رسم trick-or-treat به سازمان یونیسف UNICEF (سازمان حمایت از مادران و کودکان) است. به این ترتیب که از سال 1950 تا کنون، همه ساله گروهی از جوانان در فیلادلفیا، با جعبه های تزئین شده به در خانه ها میروند تا کمکهای مالی مردم را جمع آوری کرده و برای یونیسف ارسال کنند.

کدوی نارنجی رنگ، جاودگر سوار بر جارو و ...

جک فانوسی یا Jack-o"-lantern: کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده میشوند و با شمعی در داخلشان، به عنوان فانوسهای شب هالووین در همه جا دیده میشوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند.

صندوق های کوچک یونیسف برای هالووین

بنا بر این داستان، مردی به نام جک، محکوم شده بود تا پس از مرگ در دنیا سرگردان باشد. او فانوسی را که با کنده کاری بر روی ترب در دست داشت و به جک فانوسی معروف بود. هنوز هم در ایرلند و اسکاتلند این فانوسها از ترب ساخته میشود اما مهاجرین ایرلندی، پس از رسیدن به آمریکا، کدو را برای این منظور مناسبتر و زیباتر دیدند و پس از مدتی، کدو تنبلهای بزرگ و زیبا جای ترب را گرفت.

جادوگرانی با جاروهای پرنده و گربه سیاه: در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت. به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران میتوانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری میدانستند که تغییر شکل داده یا حتا مرده ای است که به زندگی بازگشته است.

هالووین و عطسه!

در اعتقادات سلتی، باید به کسی که عطسه میکند بگویند: خدا حفظت کند! "God bless you". زیرا آنها اعتقاد دارند که هنگام عطسه، روح از بدن به بیرون پرتاب میشود و در شب هالووین، باید حتما مراقب بود تا اگر کسی عطسه کرد به او بگویند "خدا حفظت کند" تا مبادا شیطان روح آنها را تسخیر کند.

 


[ یکشنبه 85/11/22 ] [ 3:37 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو

بیا ببین که درین غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو مینالم ای پری رخسار

چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

دمی تو شربت وصلم نداده ای جانا

همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا

دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار

جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

 

 

سلام. خوبین؟

چند روز پیش داشتم غزلیات سعدی رو میخوندم که از این غرل خیلی خوشم اومد. مخصوصا ً از بیت آخرش.

امیدوارم شما هم لذت برده باشید .

تا بعد ...

 


[ جمعه 85/10/8 ] [ 5:38 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام.

خوبین؟

خیلی وقته که ننوشتم. دلم خیلی تنگ شده بود.

امروز روز خوبی بود برام.

تو مرحله ی مقدماتی المپیاد فیزیک قبول شدم. واسه همینم برامون کلاس گذاشتن که آماده بشیم واسه مرحله ی اول.

امروز البته روز دومی بود که برامون کلاس گذاشته بودن. 8 صبح تا 5 بعد از ظهر. 

چند تا از دوستای قدیمیم ( از جمله صبا) رو دیدم که خیلی از دیدنشون خوشحال شدم.

صبا (ربوتیک)،  نسیما (ادبیات)، ساجده (زیست شناسی) و ریحانه (شیمی)

ولی کلاس امروز خیلی خسته کننده بود. من که نصف حرفای دبیرم و هم متوجه نشدم. آدم وقتی این جور جاها میره بیشتر از خودش نا امید می شه. اکثر مدرس ها پسرای جوونی بودن که خودشون تو المپیاد سالهای قبل مقام آورده بودن. من هم الان خیلی ناراحتم که چرا زودتر از این شروع نکردم که فیزیک رو درست حسابی بخونم.

واسه همین توصیه می کنم به بچه هایی که دوره ی راهنمایی هستن یا سالهای اول دبیرستان (اول و دوم) از همین الان اگه میخوان تو المپیاد فیزیک مقام بیارن، شروع کن. البته مهم قبول شدنش نیست. مهم اینه که آدم یه چیز رو درست حسابی یاد بگیره. من که فکر نمیکنم این اطلاعاتی رو که دبیرمون که یه پسر 19-20 ساله بود رو حتی دبیر فیزیک مدرسه مون داشته باشه. اگه هم داشته باشه به اون سرعت و با اون تسلط نمیتونه سوالات مشکل فیزیک رو حل کنه.

از من که گذشت. البته من به این راحتی ها ناامید نمیشم.

ولی شما تا دیر نشده شروع کنید. هیچوقت برای درس خوندن دیر نیست.

اتفاقا ً امروز رو دیوار همون مدرسه ای که توی کلاس داشتیم ( میرزا کوچک خان ــ تیزهوشان پسران رشت) خوندم که نوشته بود:  چیزی به نام شکست وجود ندارد و آن چیزی که بدست می آید نتیجه است. متاسفانه جمله ش دقیقا ً یادم نیست. ولی یه چیزی بود با همین معنی.

به هر حال امیدوارم همتون تو تمام مراحل زندگی موفق باشید و امید و تلاش رو فراموش نکنید.

تا بعد ...

 

مهسا (سارا)          


[ پنج شنبه 85/9/23 ] [ 7:1 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام

خوبین؟

 

امروز  تولدمه

 

   

 

امروز 18 ساله میشم.

 

خیلی ممنون که اومدین و تبریک گفتن...! ( یعنی یه نفر هم یادش نبود؟؟؟ )

امیدوارم که صد ساله بشم. واسه خودم آرزوی خوشبختی و سربلندی و توفیق دارم. واسه شما هم همینطور.

 

فعلا ً  


[ یکشنبه 85/9/5 ] [ 2:37 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ