سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

حتی واسه خودمم سخته تشخیص اینکه الان چرا انقدر حالم بده

از یه حرف انقد ناراحت شدم ؟

از یه حرف چرت؟ 

از چرندیات ذهن یه نفر که انقد وقیح بود که به زبون بیاره ؟

اینکه چطور میتونم این همه حرف بشنوم و جواب ندم برام سواله

دیگه دلیلشو میدونم 

شوکه میشم!

وقتی اصلا انتظار ندارم و چرت میشنوم از کسی که توقع ندارم شوکه میشم

انقد شوکه میشم که به جای جواب دادن میرم 4 ساعت و حتی چند روز گریه میکنم ولی جواب نمیدم

سکوت میکنم

سکوت میکنم و این ادمها وقیح تر از قبل به چرت و پرت هاشون ادامه میدن

واقعا خودمم نمبدونم الان فقط واسه این حرفاس که انقد حالم بده؟

اینکه روزی 4 ساعت کار و زندگیمو تعطیل کنم بشینم گربه کنم که وای وای دیدی فلانی چی گفت عجیبه برام

اینکه بقیه انقدر قشنگ و تمیز دروغ میگن عجیبه برام

اینکه راحت همه چیو با چهار تا کلمه خوب میپیچونن عجیبه برام

حالا ما باشیم

یکی تو سوالاش ادد بزنه وسط خال، هول میشیم

میترسیم که نکنه معلوم شه دروغ میگیم

میترسیم که نکنه با دروغ الان، حرفای قبلی بشه کشک و دروغ

میترسیم که نکنه یکی ، حداقل یکی، بفهمه که دروغ گفتیم ...

قشنگ دروغ گفتنم استعدادیه

باز نمیفهمم واقعا من واسه همینا حالم بده ؟

یا حالم خرابم مال جای دیگه و کس دیگه س که اینطور بد بهم ریختم

شاید یه بهانه شد

که به بهانه ش از ته دلم گریه کنم و گوله گوله اشک بریزم و بگم دیدی؟؟؟ بیا اینم دوستت

بیا اینم رفیق قدیمی

بیا اینک همکلاسی

بیا اونم یکی که فکر میکردی تو رو خیلی خوب میشناسه

دیدی با انگ حسودی هر چی دلش خواست گفت ؟

دیدی انگااار نه انگاااار یه زمانی صمیمی بودین

جلوی جمع میتونه هر حرفی بزنه ؟

دیدی بعضیا حرمت دوست نمیفهمن ؟

دیدی بعضیا عقده های جای دیگه شونو روی صحبتا و شوخی های بیخود دوستانه خالی میکنن؟

ببین به اسم روشنفکری، هر چیییییییییییییی دلشون میخواد میگن

به دل گرفتن نداره

این همه گریه و ناراحتی واسه چی؟

اینکه اونی که فکر میکردی دوستته دیگه نیست ؟

به درک که نیست

بره به جهنم که نیست

فکر میکردی دوستای خوبی هستین، ولی نیستین!

مردم

جواب نه شنیدناشونو میدن حتما

بدجور جواب میدن

بدجور جواب میدن...!

اه


[ جمعه 96/4/2 ] [ 4:45 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

شعر ارسالی از یک دوست:

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم

اگر خنجر دوستان,گرده ایم

گواهی بخواهید:اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور گل تقدیم شماگل تقدیم شما


[ دوشنبه 96/3/15 ] [ 4:34 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

انقدر حس خوشبختی دارم که فکر میکنم هیچ دوره ای از زندگیم انقدر پشت هم اتفاقای خوب نیفتاده

از یه مسافرت 3 نفره ی کاملاً دوستانه با مرجانه و فروغ گرفته تا رفتن به کنسرت کسی که قلباً آرزمون بود ، اونم تو دیار غربت مؤدب

http://uupload.ir/files/h880_16906429_231167637353741_195162386217304064_n.jpg


کمی ترکی و اصطلاحات آذربایجانی هم یاد گرفتیم که پرکاربردترینشون بود:  ایندیریم جالب بود یعنی تخفیف

یعنی فروشنده رو نمیتونستیم حالی کنیم چی میخوایم ولی میگفتیم ایندیریم ایندیریم جالب بود

به قول دوستان غرب زده شدیم ناجور شرمندهشرمندهشرمنده

اونقدررررررر عالی بود که دیدن عکساش و یادآوری خاطراتش بیشتر باعث دلگیر شدنم میشه و حس میکنم

هیچ مسافرتی بعد این انقدررررررررررررر زیاد نمیتونه خوش بگذره...

قبل از این هم تجربه ی سفر دوستانه داشتم به شیراز که خوب بود، ولی این کجاااا و اون کجا ...

و این دوستا کجااااااا و اون دوست بی معرفت کجا!!!!؟


دلم برای تک تک لحظه های نوروز امسال تنگ میشه

چند روز پیش هم که 5 اردیبهشت بود، براش ماهگرد گرفتیمجالب بودجالب بود، برای 5 فروردین، کنسرت آقای صدا...

به هر حال خونه خالی بود و ما 3 تا هم که دیوووونه و خودمون یه اجرای کنسرت اومدیم و انتشارم دادیم نکته بین

میگن دوستتو تو سفر بشناس!!!

خدا رو شکر تو سفر خوب با هم ساختیم ... با هم کنار اومدیم ... با هم خوشحالی کردیم و با هم به آرزومون رسیدیم


خوشحالم که شدیم 3 تا دوست عالی

من - مرجانه - فروغ

3 تا دوست که از کنار هم جمع شدن خوشحال میشیم

3 تا دوست که علی رغم همه ی اختلاف سلیقه هایی که ممکنه وجود داشته باشه،

به معنی واقعی «دوستیم»

حتی اگر این روزها تو آینده تکرار نشه،

تا همین مدتی که بود،

لحظه های زیبایی ساخت که بعید میدونم باز دوستی ای از این نوع رو تجربه کنم 

اینا همونایی ان که تو بدترین لحظات کنارم بودن!

نه مثل اون دوستی که دقیقا تو بدترین شرایطم رفت و پشت سرشم نگاه نکرد

یادش رفت که تو بدترین روزهاش کنارش بودم

یادش رفت که دوستی چرتکه ای نیست!!!

یه بار من بزنگم یه بار اون ... دوباره من، دوباره اون.....


از وقتی افتادم تو خط این مدل زندگی جدید که به قول خیلیا زندگی «فقط» «سرخوشانه» س، روزها قشنگ تر میگذره

ولی حس خوشحالی و خوشبختیم و با دنیا هم عوض نمیکنم

به استقبال فرصت های جدید میرم و حتی کارهای معمولی!

هر چند که به نظر خیلی ها این نوع کارها «cheap» هستش!!!!!!!!!!!

اما به قول قدیمی ها : صلاح مملکت خویش خسروان دانند...

جالبم هست که به نظر اون «خیلی ها» کارهایی چیپ به نظر میاد که در نظر عموم کارهای با کلاسی هستش

و نشان از سواد کننده ی کار داره!!!!

ولی چه میشه کرد

اونا برن دنبال کارهای غیر چیپ! بخدا ما بخیل نیستیم...

مهم اینه که کاری که میکنم خوشحالم میکنه


بگذریم از این حرفها

به قول شادمهر جان

              وقتی که با منی خوشحالم

              عشق اومده با تو دنبالم

              چه سال خوبیه امسالممممم....

شروع سال که عالی بود

امیدوارم تا اخرش پر از این لحظه های خوب باشه

اونا که نمیتونن ببینن و به من میگن زندگی سرخوشانه داری برن زندگی غیرسرخوشانه کنن قاط زدم

باشد که ایمان بیاورند... جالب بود


96.2.10

کلاس کنترل فازی


[ دوشنبه 96/3/1 ] [ 4:0 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

سلام دوستان

بعضی دوستان پیام دادن که چرا مطلب نمیزارم

انشالله به زووودی دوباره مطلب میزارم  مدتی خیلییی درگیر بودم  و چند تا  متن هم نوشتم ولی وقت برای تایپش نشد

ممنوووون از پیگیری

تبسم


[ پنج شنبه 96/2/28 ] [ 1:5 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

http://uupload.ir/files/7we_screenshot_2017-02-16-00-48-48-1.png


[ پنج شنبه 95/11/28 ] [ 12:53 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

 

dqz6_instasize_0101200003_-_copy.jpg


شاید تولد

بهانه ی ساده ای برای جشن گرفتن باشه

اما حسنش این بود

که با این تولد

تونستیم یه بار دیگه

کنار هم بودنو جشن بگیریم

جشن بگیریم و بگیم

یکی بودن روز و ماه و سال تولدمون 

شاید تنها یه حسن اتفاق ساده نبوده

شاید خیلی پیچیده تر از این حرف هاست

شاید

فلسفه ی این دوستی

و این حس خوبی که از بودنت دارم

شاید همش برمیگرده به این اعداد به ظاهر ساده و معمولی

...

شاید خاصیتی هست تو این اشتراک اعداد تولد تو و تولد من

خاصیتی که دوستیمونو خاص تر کرد

و حس مشترک خوبی داد...

...

کاش این اعداد

هر سال و هر تولد

دلمونو قرص تر کنه به این دوستی

و کاش هر سال

باز درگیر کنار هم بودن هایی باشیم که یادمون بیاره چقدر یه دوست خوب میتونه دنیامونو قشنگ تر کنه

مرسی که هستی گل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شما


تولدمون

باز هم

مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک آفرینآفرینآفرین


تولد من و مرجانه

پنجشنبه

95.9.18



[ یکشنبه 95/10/12 ] [ 10:35 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

wsrg_20161128_200327.jpg

 

 

شاید     برای هر کسی تو زندگی این اتفاق نیفته که بتونه دوستای خوبی داشته باشه

شاید پیدا کردن آدمایی از جنس خودت، شانسی باشه که به هر کسی داده نشده

ولی من این شانسو داشتم که یه عاااااالمه دوست خوب داشته باشم و

یه عاااالمه لحظه ی قشنگ کنارشون بسازم...

مثل مهرناز و افسانه دوستای خوب و صمیمی و قدیمی من

که امروز... واسه دومین بار...بخاطر تولدم سوپرایزم کردن و واسم کیک پختن

و با کلی تدارکات دیگه کلییییییی خوشحالم کردن

مطمئنم خوشبختی همین چیزهاست... مطمئنم!

 

کاش همیشه همینطور شاد و صمیمی کنار هم بمونیم...

کاش همه ی دوستا مثل شماها باشن...

قول میدم این جمع 5 نفره رو زودتر 6 نفره ش کنم قاط زدمشوخی

اندکی صبر سحر نزدیک است جالب بود

 

دوشنبه 95.9.8

مهرناز - امیر - افسانه - مختار گل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شما

 


[ یکشنبه 95/9/28 ] [ 12:37 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

so5_20161204_154349.jpg

 

 

 

سخت  بود واسه این عکس چیزی نوشتن

بعضی حرفها واقعا گفتنی نیس

امسال فکر کنم متفاوت ترین تولدها رو دارم تجربه میکنم

تلافی تولد پارسال که خیلی ساده و بی سر و صدا بود

امسال پشت هم سورپرایز  و برنامه های خاص و ....

اونم تولد ... سورپرایز ... اونم تو دانشگاه. ...!!!!

اینکه چند نفر هماهنگ شن یه جوری سرتو گرم کنن و با کلی ترفند تو دانشگاه نگهت دارن

و چند نفرم برن شهر وکیک بخرن و برگردن دانشگاه ... مطمینا ازاون دسته تولدهاست

 که برای هر کسی اتفاق نمیفته....

شاید گاهی همین دست به دست هم دادنا و هماهنگی های یهویی بهترین و

شیرین ترین خاطراتو بسازن

اون لحظه قبل از فوت کردن شمع که داشتم تو دلم ارزو میکردم

میخواستم بگم ارزو میکنم همیشه دور هم باشیم و تا باشه از این خوشیها

میخواستم بگم ای کاش همیشه باشین

میخواستم بگم اصلاااا هیچوقت فکر نمیکردم دوباره شانس اینو داشته باشم

دوستای به این خوبیو پایه ای پیدا کنم...

ولی معمولا انقد زندگی پیچیده میشه که متاسفانه نمیشه به تکرار چنین خاطراتی

 اونم با همون آدمها زیاد دل خوش کرد

ولی تو دلم آرزو کردم که همیشه شاد شاددد باشینو بتونم یه روزی همینقدر شادتون کنم

خیلییی خوبین بچه هااا     ......     دم همتون گرم

مریم - هلیا- معصومه - محمد- سوگند - محمود گل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شما

 

 

یکشنبه

95.9.14

 


[ یکشنبه 95/9/28 ] [ 12:15 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

امشب هر کار کردم که ذهنم منحرف شه و به چیزای بد فکر نکنم نشد...!

تنها چیزی که میتونه هم این فکرا رو تموم کنه و هم آرومم کنه، نوشتنه

واسه دل خودم نوشتن...


واسه بعضیا حتی درد و دل هم نمیشه کرد !

یعنی یک شبی تو اوج دلگیری اگه درد و دل کنی

به جای این که طرف بزاره به پای اینکه چقدررررر دلت گرفته

ممکنه بزاره به پای اینکه چقدررر خاله زنکی!

و چقد درگیر چیزای مزخرفی!

یا کلا چه آدم مزخرفی هستی که فلان روز فلان ساعت فلان چیز رو تعریف کردی

یا میخوای بکنی!

اینا همون آدمایین که وقتی دلشون گرفته تو میشینی پای حرفاشون

اصلنم شاید به روشون نیاری که شاید خیلی گلایه هایی که میکنن به نظرت

خوشایند نیست!

ولی اونا فرق میکنن!

حوصله ی این مسخره بازیا رو ندارن

حوصله ی خاله زنک بازیارم ندارن

حوصله ی گوش کردن و شنیدن هم خیلی وقتها ندارن!

اصلا در کل حوصله ندارن!

حواست باشه مبادا یه بار حوصله شون رو سر ببری!

چون بعد ممکنه دیگه حتی حوصله ی موندنم نداشته باشن...


[ شنبه 95/8/15 ] [ 12:53 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

جالبه که یه روز تمامه

هر کار میکنم ذهنم آزاد شه و درس بخونم

اصلا نمیشه

وااای

امتحان ....!

البته دروغ نگفته باشم

 وقتی داشتم آهنگ (دلبرا جان جان جاان جان ... ) و گوش میدام

به اندازه (2 دقیقه) ذهنم آزاد شد

...

برم به زوررررر درس

شاید اون ذهنم و منحرف کنه ...


[ شنبه 95/8/15 ] [ 1:0 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
امکانات وب