سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

http://sarasaiee.parsiblog.com/Files/c32fe778eb0fc41a3bba0eac977c2b59.png

http://sarasaiee.parsiblog.com/Files/d38bb8f4843d0c0cd49671a9831c54d9.png

http://sarasaiee.parsiblog.com/Files/4dd54b4d021a24db8f383012170e1a84.png


[ چهارشنبه 95/5/20 ] [ 9:42 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

و امروز گویا جمعه بود

.

.

.

از آن جمعه ها که معمولا لااقل 5 ساعت اضافه در آن پیدا می شود

چه برسد به 5 دقیقه!

.

.

صحبت، صحبت «نخواستن» است، نخواستن




دو چشمانت بگیر از من، نگاهت را نمی خواهم

که آن مستی ز چشمان سیاهت را نمی خواهم


برای خستگی هایم، به دیواری زنم تکیه

که دیگر شانه های چون پناهت را نمی خواهم


دو گوشم نغمه ی مهری ز لبهایت چو نشنیده

من آن آواز بی روح سه گاهت را نمی خواهم


قسم خوردی به جان من، منم آن جان جانانت

قسم های دروغین و گواهت را نمی خواهم


ز نام و ننگ بگذشتم به دنبال سراب تو

خطا کردم ولی دیگر گناهت را نمی خواهم



به راه عشق موهومت به پای جان و سر افتم

از این بیراهه برگشتم که جانت را نمی خواهم 

...

(شروین پاداش پور)       



[ شنبه 95/5/16 ] [ 12:22 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]


فراخوان کنفرانس های بین المللی داخلی و خارجی


callforconferences.com







[ سه شنبه 95/5/12 ] [ 12:42 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

خسسسسسسسته م

 

خسسسسسسسسسته

خسسسسسسسسسته

 


[ شنبه 95/5/2 ] [ 10:7 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

دلم گرفته بود 

با بی حوصلگی اومدم چند خط گلایه بنویسمو برم

بی معرفتی دیدن بد دردیه

بی عاطفه بودن و قبول نداشتن ... بد دردیه

اومدم بنویسم خدایا سیر شدم...

سیر از همههههه چی ... همه ی دنیا

اومدم یه دنیا گلایه کنم از چیزایی که انگار دارمشون ... ولی در واقعیت چیزی ازشون باقی نمونده!

اومدم بگم

به دادم برس ای اشک .... دلم خیلی گرفته...

....

....

....

ولی قبل از همه ی اینا ... دیدم یه نظر جدید دارم ... یه نظر ... بدون اسم ... که محتواش فقط یه لینک بود!

یه لینک با یه خبر دست اول!


اسم ننوشتی که ندونم کیه تو این دنیا که هنوز خاطرم واسش عزیزه و این لینکو پیدا کرده و واسم فرستاده

اسم ننوشتی و جای تشکرم تو نظر خصوصی نیست

ولی یه دنیاااا تشکر ...


خبر خوبی بود ... خیلی خیلی خوب

چند هفته پیش هم یکی بهم گفته بود که نشونه های خوبی میبینه !

ولی ... خوشحالم کرد ... حال و هوامو عوض کرد ...

.................................................................

نه خدا ... کی گفته سیر شدم ؟

کی گفته گلایه دارم ؟

کی گفته اشک باید به دادم برسه ؟

دنیای به این قشنگی ...

با این همه نشونه ی خوب ...

جایی واسه اشک ریختنم مگه داره ؟

حالا اگه کسی بی معرفتی ام کرد، کرد

به درک

خودمو عشقه + کسایی که اینجور به فکرم هستن 




خوش خبر می آیم ای غم از دلم پرواز کن

 

خرمنی گل را بدامن می کشم ره باز کن

 

 

 

روز گارا ز آتش دل بند بندم ، سوختی 

 

در نی جانم ، نوای تازه ای را ساز کن

 

 

 

بر لبم فریادها بود ای هنر پرور زمان

 

روح خاموش مرا، از نو سخن پرداز کن

 

 

 

این قلم در حسب حالم ، سخت سنگین جوهر است

 

ای سرشک خوش سکوتم ،قصه ای ابراز کن

 

 

 

اشک من گل کرده ، ای طاووس خوش رفتار غم

 

چتر صد رنگت مبارک ، هرچه خواهی ناز کن

 

 

 

ای ترانه خوان خوش غوغا ،اگر بانگی زدی

 

گه گهی هم یاد من با نرگس شیراز کن

 

 

 

رحیم معینی کرمانشاهی


[ چهارشنبه 95/4/2 ] [ 3:57 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

امتحان دومو خرابببببببببب کردم 

استاد جون، جون مادرت نبین غلطمو.....

جون مادرررررررت

گریه‌آورگریه‌آورگریه‌آور


[ چهارشنبه 95/3/26 ] [ 2:19 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]


امشب، شب وصلت بود

شب وصل و عیش و نوش و بزم و طرب...

وصل کسی از خاطره های خیلی دور

کسی که عزمی بس راسخ داشت در تلاش و دویدن پی چیزهای دست نیافتتی

از این تلاش بیهوده خوشش می آمد

زاده شد بود برای هدف گرفتن سنگهای بزرگ و شکستهای پی در پی

و تلاشهای دوباره

اراده ای که گاه شاید ستودنی می نمود

و حتی گاه مضحک و سزاوار به سخره گرفتن

.

.

.

و اینک شب وصل یار ...

وصل یاری که احتمالا بعد از آن همه دویدن و به هر دری زدن، واقعا ارزشش را داشت

و کاش عشق این دو

عشقی باشد ابدی ...


[ جمعه 95/2/31 ] [ 2:25 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

امروز از خودم راضیم

کلیییییییی درس خوندم مث بچه خرخونا

بازم تازه کلی عقبم پوزخند


[ شنبه 95/2/11 ] [ 2:26 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

امشب، پست اینستاگرام یه دوست عزیز، منو به گذشته ها برد

از شعر دریای فریدون مشیری تا آهنگش از محمد نوری و ... بالاخره شعر کهکشان های عشق مشیری.... با صدای نوری


از این آهنگ یاد قدیمها کردم

یاد روزایی که این آهنگ و واسه اولین بار شنیده بودم و شده بود آهنگ مورد علاقه ی خیلی از روزهام

یاد حال و هوای روزهایی که متفاوت از بقیه روزها بود

سال ؟؟؟ دانشگاه 

یاد روزهایی که این آهنگو با عشق تمام میخوندم و سر قسمت ... (می روی ، چون بوی گل از برم/ رفتنت کی می شود باورم ) لبخند میزدم

لبخند به اینکه ته هیچ حسی نمیتونه به اون شکل که تو این ترانه میخونه، تلخ باشه

مگه میشد حسی از ته دل باشه و تهش تلخ باشه ؟

مگه میشه آدم وجودشو بزاره وسط و با اطمینان به سمتی که باید، بره و به هدف نرسه ؟

مگه نمیگن خواستن، توانستن است؟

.........

غافل از اینکه آدم ها استادن تو تلخ کردن روزهایی که باورت نمیشه کسی بتونه با حداکثر زورشم گند بزنه بهشون 

 

غافل شدم از راهی که دنیا میرفت

من درست میرفتم

دنیا بود که راهشو اشتباه گرفت...


[ یکشنبه 95/2/5 ] [ 1:30 صبح ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]

خوبم خوبم خوبم خوبم خوب ب ب ب

خوووووبم خوبم خوبم خووووبم خوب

 

سینا حجازی   قاط زدم  قاط زدم


[ پنج شنبه 95/1/19 ] [ 1:46 عصر ] [ نویسنده : مهسا کهنسال ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ